یکی از اساتید دانشگاه خاطره ای را از جناب استاد و برخورد با ایشون برای من نقل کرد که خالی از لطف نیست که آن را برای شما بازگو کنم.
از زبان راوی اصلی:
قرار بود دو سمینار بین المللی با موضوعی تخصصی در باب مسائل پزشکی در تهران برگزار بشود. و آخرین مقالات پزشکی در این سمینار ارائه گردد. من به عنوان مسئول برگزاری و هماهنگی برنامه مشغول برنامه ریزی و تامین مقدمات بودم و با نظر جمع بنا بر این شد که با توجه به حضور برجسته ترین پزشکان داخلی و نام آور ایرانی و چندین پروفسور ایرانی مقیم خارج کشور و همچنین حضور چندین پزشک صاحب نام خارجی از خواننده ای برجسته و ممتاز جهت اجرا در محل سمینار دعوت به عمل بیاید. با این که همگان خواهان حضور خواننده ا یسنتی خوان و محبوب و مردمی بودند اما با توجه به موضوع پزشکی بنا بر این شد که خواننده ای برجسته و صاحب سبک و به نوعی از اولین پاپ خوان های ایران که خود پزشک است برای این مراسم دعوت به عمل بیاید (نام خواننده موجود است و شما نیز به آسانی نام وی را حدس می زنید اما برای حفظ آبروی افراد نامی از وی نمی بریم)تماس های اولیه با ایشان به عمل آمد و بنا شد ایشان با مبلغی رایج و نسبتا بالا اما در خور نام خوانندگان برجسته در اجلاس حضور پیدا کند. طبق عرف نیمی از مبلغ به حساب ایشان واریز و بنا شد بعد از برنامه تسویه حساب صورت پزیرد.
روز برنامه همه منتظر بودند که آقای خواننده روی صحنه رود و برنامه خود را اجرا کند ولی گویا این انتظار طولانی شد.به سمت دکتر خواننده رفتیم و از وی دلیل عدم حضور در صحنه را جویا شدیم و با تعجب وی گفت که تا تمام پول خود را نگیرد از برنامه خبری نیست.
تعجب جمع را فرا گرفت چون چهره رسانه ای این فرد با صحبت او قابل قیاس نبود. با توجه به بالا بودن مبلغ ما دچار سردرگمی بودیم که یکی از حضار که در نزدیکی ما بود و از جریان خبردار شده بود یک فقره چک با مبلغ مورد نظر و تاریخ روز به وی اعطا کرد و در خواننده در برابر بهت ما برنامه را اجرا کرد و رفت.
به خاطر آبرو ریزی بسیار ناراحت بودیم و می خواستیم در سمینار دوم که حدود سه ماه بعد برگزار می شد آب رفته را به جوب برگردانیم و با دعوت از خواننده ای سرشناس و محبوب تر به نوعی خاطره قبلی را از ذهن دور سازیم که همه افراد حاضر در تیم انگشت روی استاد گرانقدر موسیقی و آواز ایرانی جناب افتخاری گذاشتند.ب اجستجوی فراوان و از طریق حوزه هنری استان اصفهان موفق به تماس با ایشان شدیم و از ایشان برای شرکت در سمینار عوت کردیم. ایشان پذیرفتند اما صحبتی از پول نکردند اما با اصرار ما شماره حسابی را به ما اعلام کردند.
روز برنامه فرارسید و استاد تشریف اوردند. جالب بود که در طول حضور ایشان بحث سمینار رو به فراموشی بود و سمینار تحت تاثیر شدید حضور استاد قرار داشت . و حضار از شنیدن صدای استاد افتخاری بسیار مسرور گشتند. ما بنا به عرف نیمی از مبلغ مورد نظر را به حساب استاد واریز نموده بودیم و قصد داشتیم بقیه را پس از اجرا به ایشان تقدیم کنیم و با توجه به حادثه قبل مبلغ را همراه خود به سالن آورده بودم.
اما پس از اجرا وقتی به سمت استاد رفتم و به ایشان خسته نباشید گفتم باز هم مشاهده کردم که صحبتی از پول نیست. خودم بحث را پیش کشیدم که دیدم استاد ناراحت شدند و گفتند که من به دلیل حضور دانشمندان و آبروی ایران و توجه به علم در جلسه حاضر شدم و اگر حضور من به اندازه ای برای حتی یکی از حاضران مفید باشد که وی در معالجه ی بیماری اندکی دلشادانه تر و با انگیزه تر حضور یابد همین برای من کافی است. و اگر خواستید مبلغ را به حساب کمک به بیماران نیازمند واریز کنید.
گوشه ای دیگر از اخلاق والای استاد ار دیدیم و این امر که ایشان موسیقی را به خدمت بشریت در آورده اند و با هر سبکی سعی در بالابردن ارزش های انسانی دارند و لحظه ای خود را مطیع و دست بسته و در اخنپتیار موسیقی قرار نداده اند را بار دیگر مشاهده کردیم.
بله صدای استادانه استاد و موسیقی زیبای اساتید در خدمت انسانیت و کمالات انسانی و نیل به الهیات است.
نماز و روزتون قبول. التماس دعا
|
+| نوشته شده توسط
سروش در یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387
|